تبليغاتX
و اینک حاج صادق
شبی از شبها شبلی در میان میدان خوابیده بود به ناگاه وحشت تمام وجود وی را گرفت با خود فکر کرد چه "چ کا بکنم چ کا نکنم" که چاره ایی جز این ندید که نماز وحشت بخواند. و اینطور شد که شبلی نماز وحشت خواند.


پ.ن.1: با کسانی که به هر طریقی سعی کنند عنوان کنند که این مطلب هیچ سنخیتی با مطالب قبلی ندارد به شدت برخورد خواهد شد چونان که همانند شبلی به نماز وحشت خواندن بیافتند.


+ نوشته شده در  20 Apr 2009ساعت 8:44 PM  توسط حاج صادق  |